بنام مادر بخشنده ومهربانم
مادرم می ګوید بیست وهشت سال پیش درچنین روزی ودر یک زمستان سرد ودر
یک شهر وکشور بیګانه بدنیا آمدم.
شایدتنها خانه واده ام بوده که از تولدنوزادش خورسند ګشته امابرای ان شهروکشورتولد یک موجود منفوری بیش نبودم، این را دردوران مدرسه ومکتبم وبخصوص وقتیکه از کلاس به جرم افغان بودنم کشیدندو انداختندم خارج از مرزشان ،درک کردم.
ودردیاری که به جرم ان مجرم محسوب میشدم نیز چهره ام ازنژادی هست که نباید میبودوحالا که هست بایدنباشدوبمیرد،ودرک میکنم که جای برای بودنمان نیست.
خواهش می کنم ای کسانی که بعد از این به این دنیای لعنتی میآیید، نیاید! چون در اینجا جای برای شما نیست واګر امدید هم از نژاد من و از نژاد سیاه بدنیا نیاییدورنه پشیمان خواهید شد.